تبليغاتX
الرجال :: خبری, اجتماعی
الرجال
خبری, اجتماعی
که ناگه این ندا آمد ز سویی ... 

چه تلخ بود مشاهده ی صحنه ی دلخراش فریاد التماس پدر از دخترش برای رنده ماندن ..

قطعا آن کسی که دستور شلیک را صادر کرد و آن کسی این دستور را اجرا کرد ، فکر میکردند که صحنه ی پرپر شدن  ندا در دستان پدرش تنها در حافظه ی تصویری دهها و یا شاید صدها شاهد عینی حادثه در حوالی خیابان امیر آباد ، قرار خواهد گرفت و هرگز به فکرشان خطور نکرد که تا ساعاتی بعد نه تنها میلیونها ایرانی که شاید میلیاردها نفر در سراسر جهان نظاره گر تصویر از بین رفتن ندا در جلوی چشمان پدرش باشند .

ندا رفت ، ندا پر کشید و به ندایی ابدی تبدیل شد. ندا بی گناه از میان ما رفت . از میان ما مردم خس و خاشاک. آری شاید ندا خسی بود که باید سوزانده میشد و یا خاشاکی که باید از بین میرفت . به یقین ندا نه عضو گروهک تروریستی منافقین و نه دست پرورده  دول خبیث غربی بود . ندا یکی از ما بود . ندا هم در خلق حماسه ی حضور ۸۵٪ ای سهم داشت و شاید همین داشتن سهم برای او مشکل ساز شده بود . جرم او این بود که در روز خلق حماسه به شخصی غیر از آقای احمدی نژاد رای داد و شاید جرم بزرگترش این بود که به دنبال رای خود نیز گشت .

آری ،ندا رفت .ندا،ندای جوانان ایرانی بود ; ندای خلق یک حماسه واقعی ، واقعی تر از حماسه ۲۲ خرداد

           

                                                                    شهید ندا آقا سلطان

روح این شهید شاد .

فریاد، شعری از مرحوم فریدون مشیری :

فریاد

مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
ای
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
سر کوهی دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد

من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می اید با من فریاد کند ؟

  

|+|
نوشته شده توسط الرجال در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 18:22
 
 موسوي، مردي از آن سوي ديوار برلين!

میرحسین موسوی، سید جلال الدین طاهری(امام جمعه مستعفی اصفهان)، سید روح الله خاتمی(پدر محمد) و حسینعلی منتظری. (قم _ حدود سالهای 1361 تا 1364)

کيومرث کاتوزي  - ميرحسين موسوي  همانطور که پيش‌تر گفته شد، تمام حرف‌هايي را که بايد مي‌زد، زده است؛ ولي ميرحسين نبايد تلافي بيست سال سکوت را در اين چند ماه باقي مانده تا انتخابات بکند؛ چون همانطور که يک سکوت بيست ساله سوال برانگيز است، يک هياهوي چند ماهه هم زياد اخلاقي نيست. به قول همشهري‌هاي شيرين زبان موسوي: الهم بير بير!

در اين روزها به طور متناوب سخناني از ميرحسين موسوي تيتر روز نامه‌هاي دوم خردادي مي‌شود. آنچه که از آن مي‌ترسيديم به وقوع پيوسته است و ميرحسين موسوي خواسته و يا ناخواسته وارد بازي عوامل دوم خردادي شده است.

مير حسين موسوي دو نيمه دارد:

يک نيمه آن، ورژن ضعيف‌شده احمدي‌نژاد است که مي‌خواهد نمودي از ساده زيستي و گفتمان اوليه انقلاب را به نمايش بگذارد.

نقاش قصه ما در اين نيمه مي‌خواهد به عنوان يک احمدي‌نژاد دوم  يا رجايي ثاني جلوه‌گري کند.

اين «نيمه» به دعاي کميل در منزل شهيد باکري مي‌رود و نگران امور فرهنگي کشور است و پيوسته امام راحل را مورد نظر خود دارد و شهيد بهشتي را الگوي خود مي‌داند و شخصيتي مغتنم است که از ويرانه‌هاي حزب جمهوري اسلامي تا به امروز به امانت مانده است.

اين نيمه همان دغدغه‌هاي ارزشي دهه شصت و توبه نصوح مخملباف را دارد.

اين نيمه از خوردن گلابي چيني و انگور خارجي توسط مردم نگران است و نگران اين است که خودروهاي گران‌قيمت نبايد در پايتخت تردد کنند و رفتن مردم به دبي و امثال و ذالک براي تجارت و يا سياحت، اين نيمه را آزار مي‌دهد.

 در حقيقت اين نيمه خواهان احياي مجدد گشت کميته‌هاي انقلاب اسلامي است  و اين که مثلا در دادن پاسپورت به مردم دقت بيشتري بشود تا به بيراهه نروند و سر از دبي در نياورند!

ما با اين نيمه گر چه زياد به روز نيست، ولي مشکلي نداريم؛ چون نه گلابي خارجي مي‌خوريم و نه تا حالا رنگ دبي را ديده‌ايم و نه خودرويي داريم که نگران مالياتش باشيم ولي توده مردم و جوانان را نمي‌دانم!

مشکل ما با نيمه دوم ميرحسين است؛ همان نيمه‌اي که در اين بيست سال به ميرحسين نهيب مي‌زد که سکوت کند و همان نيمه‌اي که با امثال بهزاد نبوي و امثال و ذالک نشست و بر خاست دارد و همان نيمه‌اي که ميرحسين را وارد اين بازي خطرناک کرده است.

مشکل زماني شروع مي‌شود که نيمه دوم سر نيمه اول کلاه مي‌گذارد و او را وادار به حرفهايي مي‌کند که عين تناقض است. خوردن گلابي چيني و انگور خارجي قبل از اينها در دولت سازندگي و اصلاحات در بين دولتمردان باب شد.

اين که مردم گلابي چيني و يا هر کشور ديگري را با پول خودشان وارد کنند و بخورند نه تنها اشکالي ندارد، بلکه عين آزادي فردي در اسلام است.

تلخ تر آن است که در زمان اصلاحات و سازندگي، گلابي خارجي را در شرکت‌هاي دولتي مديران دولتي مي‌خوردند و هسته گلابي‌ها را هم به توده مردم نمي‌دادند و يار غار ميرحسين - جناب خاتمي - در آن زمان که اشرافيت دولتي پايه‌هاي خود را استحکام مي‌بخشيد، دغدغه گفتگوي تمدن‌ها داشت!

جناب موسوي!

آن زمان که اشرافيت دولتي سواحل خزر و کيش را استراحتگاه مديران عاليرتبه خود کرده بود و هزاران مدير به اسم ماموريت خارجي در هتل‌هاي پنج ستاره اروپا گلابي نوش جان مي‌کردند و به ريش ملت مي‌خنديدند، جنابعالي کدام تابلوي ماندگار خود را خلق مي کرديد؟

آيا تا به حال انديشيده‌ايد چند درصد راکبان اين خودروهاي گران‌قيمت خارجي مديران دولتي و فرزندان و همسران رسمي و غيررسمي آنها هستند؟

هنوز نيامده آدرس غلط مي‌دهيد و مي‌خواهيد دوباره بخش خصوصي کشور را مشتي مرفه بي‌درد جلوه دهيد؟!

آيا واقعا مخاطبان خود را مشتي آدم عوام از همه جابي‌خبر ارزيابي کرده‌ايد؟!

به لطف تکنولوژي، امروز در اکثر خانه‌هاي ايراني - چه بخواهيم و چه نخواهيم- يک آنتن ماهواره وجود دارد؛ حتي در روستاهاي دور دست نيز مردم به حجمي از اطلاعات رسيده‌اند که ديگر با اين جور حرف‌ها نمي‌توان صندوق‌هاي راي را پر کرد.

اشتباه شما و دوستانتان اين است که هنوز هم انتخاب احمدي‌نژاد را ناشي از راي پوپوليستي ملت مي‌دانيد و اصرار داريد تا با همين روش سبد راي خود و هم مسلکان‌تان را پر کنيد.

بعيد است که شما از عمق مفاسد اقتصادي و باندهاي مافيايي که در زمان اصلاحات و سازندگي در درون شرکت‌هاي دولتي به وجود آمد، بي‌اطلاع باشيد و بعيد است که ندانيد کينه و نفرت نخبگان دولتي با احمدي‌نژاد به خاطر جهت حرکت احمدي‌نژاد در پاکسازي سيستم اجرايي کشور است.

ديگران وقتي تخريب مي‌کنند، مي‌فهميم که کجايشان سوخته، ولي اي سيد اولاد پيغمبر شما چرا؟!

شما مي‌توانستيد در خرداد 76يک قهرمان ملي بشويد ولي الان ...

چه عرض کنم؟!

اين مردم حق دارند که که گلابي چيني و انگور خارجي و سيب لبناني بخورند!

نوش جان‌شان!

اقتصاد اسلامي يعني اين که فرد انسان به هر درجه‌اي از پيشرفت و کمال که مي‌خواهد، برسد و اگر عُرضه هم داشت، سوار هواپيماي شخصي بشود.

جناب موسوي!

نمي‌دانم اطلاع داريد يا نه؟

اتحاد جماهير شوروي دچار فروپاشي شده است؛ ديوار برلين هم فروريخته است.

گورباچف -دبير کل حزب کمونيست شوروي- هم مدتي است به ازاي صرف ناهار و شام و چند دلار سخنراني علمي مي‌کند.

راستي به شرف عرض برسانم که ديگر حتي قذافي نيز به دنبال انديشه‌هاي دولتي نيست و صحبت از دولت فاطميون در شاخ افريقا مي‌کند.

اين مسکو که امروز مي‌بينيد، آن مسکوي بيست سال قبل نيست يک وقت به شما آدرس غلط ندهند!

بيست سال است که ملت ايران در برابر زياده‌خواهي ايالات متحده بدون حمايت اتحاد شوروي و بدون تئوري جنگ سرد ايستاده است.

يک قدري در ادبيات خودتان دقت کنيد!

امروز بر خلاف آن چه مشاوران شما به عرض مبارک رسانده‌اند، ايران عزيزترين کشور منطقه است و حتي دموکراسي‌هاي لرزاني چون ترکيه مي‌خواهند صلابت احمدي‌نژاد را جلوي دوربين‌هاي تلويزيوني تقليد کنند.

 امروز ديگر تجارت جهاني و اقتصاد آزاد يک ضرورت است که بايد به آن پيوست ديگر آن دوران که طفل ايراني در بيمارستان دولتي متولد شود در مدرسه  و دانشگاه دولتي درس بخواند و در کارخانه دولتي کار کند و در قبرستان دولتي هم دفن شود سپري شده است.

ديگر آن دوران که نگران گلابي خوردن مردم و ماشين سواري آنها باشيم، تمام شده است.

رسالت اين انقلاب و نظام در شرايط حاضر، جهاني‌تر از آن است که خود را با گلابي‌خوردن مردم سرگرم کند.

ديگر آن دوران که براي توسعه صنعتي و اقتصادي کشور، حد و مرز تعيين کنيم، تمام شده است. مردم بايد در فرآيند توسعه اقتصادي آزادي عمل داشته باشند و رانت‌هاي اقتصادي که شما و دوستان‌تان پايه‌گذار آن بوده‌ايد، در فرداي ايران جايي ندارد.

جناب موسوي! اين درد را با چه کسي مطرح کنيم؟

دولت احمدي‌نژاد در بيست سال گذشته نزديکترين گفتمان را به انديشه‌هاي امام راحل داشته است و دوباره برق شادي را در چشمان زنان و مردان فراموش‌شده پايين شهري و روستاهاي محروم نشاند و زخم عميقي را که دوستان شما در امپراطوري دولتي در زمان اصلاحات و سازندگي بر روح مردم محروم به وجود آورده بودند، اندکي التيام داد و آن وقت جنابعالي در اين دوره طلايي انقلاب، سکوت بيست ساله را مي‌شکنيد و دولتي را که از لسان رهبر فرزانه به دولت حزب‌الهي مفتخر گرديده، مورد انواع تهمت‌ها قرار مي‌دهيد!

نيمه ارزشي شما سزاوار احترام است.

جنابعالي که در زمان حيات امام و در شرايطي که حمايت آن پير فرزانه را با خود همراه داشتيد و مجلس و قوه قضايي هم از شما حمايت مي‌کرد چندين نوبت استعفا داديد، چگونه مي‌خواهيد در شرايط جاري کشور که رقابت سياسي به جنگي تمام عيار بين باندهاي مافيايي در شرکت‌هاي دولتي تبديل شده است و باندهاي مافيايي براي رسيدن به قدرت و دستيابي به منابع رانتي از هر ترفندي استفاده مي‌کنند قوه اجرايي را مديريت کنيد؟!

شرايط کاري احمدي‌نژاد را با زمان خودتان مقايسه کنيد! احمدي‌نژاد در سه سال گذشته با انواع مخالفت‌ها روبرو بوده است؛ مجلسي که گرچه نام اصول‌گرايي را يدک مي‌کشد، ولي توسط دولت‌مردان سابق شما در مرکز پژوهش‌هاي مجلس به کانون کارشکني تبديل گرديده است؛ دستگاه قضايي و رسانه ملي را هم که شاهد هستيد. به اين ليست بي‌مهري ها اضافه کنيد سنگ‌اندازي چند هزار مدير اصلاحات و سازندگي که در قالب احزاب دوم خردادي به فعاليت سازمان‌يافته مشغولند؛ ولي با همه اين اوصاف، ايران و دولت و رئيس‌جمهور آن محبوب‌ترين چهره جهان اسلام و منطقه هستند.

جناب موسوي!

نيمه دوم شما به اندازه نيمه اولتان دوست داشتني نيست.

تکليف ما با نيمه اول شما روشن است؛ ولي مطمئن باشيد در برابر نيمه دوم شما خواهيم ايستاد.

تا او چه خواهد ...

والسلام 

 

|+|
نوشته شده توسط الرجال در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 19:22
مسئولین و براعتی 
سخنرانی حضرت حجّت الاسلام حاج آقای براعتی در جمع تعدادی از مسولین استانی که در شب شهادت ثامن الحجج امام رضا (ع) که در مسجد چهارده معصوم ارومیه منعقد گردیده بود .

 ایشان ایراد خطبه های خود را با درود بر محمد آل محمد شروع کرد و در اواخر سخنرانی خود مسئله ای  را مطرح کرد که نزدیک بود سردار محترم جلسه را ترک کند که چنان با قاطعیت صحبت میکرد که نزدیک بود باز هم یک جنجال دیگری را در شهر به پا کند که به قسمتی از سخنرانی ایشان میپردازیم .

من نمیدانم مسئولین خوابیده اندمگر باعث و بانی این باران نباریدن ها نمیدانید چیست ؟بزار من بگم این خیابانهایی که میبینیدنیروی انتظامی که خوابیده ادارات که شورشان را در آوردهاند آقای استاندار شما خبر دارید که در اداراتتون چه خبر ؟یا به قول قدیمیا باید همین طوری بگیم درست میشه نخیر در دوران جنگ به ما گفتن برین جهاد کنید ما هم کردیم اومدیم دیدیم همه امورات کشور و استان افتاده دست یک عده مافیا که هنوز که هنوز بازم دست آنهاست ما انقلاب کردیم که مردم راحت باشن  نه اینکه مردم را از اونیکه هستند به روز سیاه بنشونیم طرف تو اداره نشسته ارباب رجوع میاد آقا لن داده صبحانه میخوره آقامگه تو خونه صبحانه نمیخورن خونه مگه ندارن  بعد همون اداره میشه رتبه اول در تکریم ارباب رجوع مگر اینها میدانند که ارباب رجوع  یعنی چه ؟

مساجد فعال نیستن مساجدم زرنگ هستن مثل قبل از انقلاب پایگاه مردمی نیستند  حزبی کار میکنند ببخشید مسئولین مساجدم دیگر آرام آرام بی خاصیت میشوند دیگر مثل قبل طومارهای مردمی رو میز آقای استاندار نیست استاندارم فکر میکنه چه خبره  شهر در آرامش در امنیت آقا امنیت نداریم معاون سیاسی استاندار من وقتی در خیابن راه میروم به من فحش میگوند بله دیگه امنیتی که ما میخواستیم این بود باکریها را برای فحش دادن به روحانیت شهید شدند حقتون! وحقمون!که باران نبارد وناموس امام زمان در این وضع در خیابانها بگردد و سنی بیشرف هم در قوشچی به زن شیعه تجاوز کند وبعد سر ببرد.  

عزیزان من این یک درد دل یک روحانی که ایشان افتخار شاگردی عالم و استاد بزرگوار حجت الاسلام جوادی آملی را دارند وبزرگواران من این مورد را وقتی به یکی از رئیسان هیئت مطرح کردم ایشان جوابشان برای من این بود آخر الزمان واقعیت خنده دار منم مثل خیی از شهروندانم که در آن جلسه فکر میکردند که میخندند و من هم مثل آنها میخندم و میگم کجاش دیدین!

|+|
نوشته شده توسط الرجال در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 18:35
خاتمی آمد 
 
سید محمد خاتمی سرانجام عصر یکشنبه رسماً کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست‌‏جمهوری آینده اعلام کرد.

سید محمد خاتمی در حاشیه افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز گفت: من با جدیت حضور خود در عرصه انتخابات را اعلام می‌‏کنم.

اولازم دید چند نکته را نیز متذکر شود : « گفته می‌‏شد دچار تردید بودم، اما هیچگاه تردید نداشتم، گرچه تدابیر خاص خود را درباره حضور در انتخابات و این که چه کسی در انتخابات شرکت می‌‏کند، داشتم.»

او پرسید: «مگر می‌‏شود کسی علاقه به ملت و انقلاب داشته باشد و از انتخابات کنار بکشد؟ ما دلبسته به کشوریم و عظمت مردم و حاکمیت مردم بر سرنوشت را که همان آرمان‌‏های انقلاب هستند،می‌‏خواهیم.»

رئیس جمهور دوران اصلاحات با اعلام اینکه« مگر می‌‏توان نسبت به سرنوشت کشور تردید داشت» افزود: «حضور من جا را برای هیچ‌‏کس تنگ نمی‌‏کند.»

خاتمی پیش از سخنان سایت مجمع روحانیون مبارز را افتتاح کرد.
 
 
(فایل صوتی سخنرانی خاتمی و اعلام کاندیداتوی وی را با کلیک کردن بر اینجا دانلود کنید و یا با کلیک بر روی این لینک برنامه مجله شنیداری یاری را دانلود کنید)
|+|
نوشته شده توسط الرجال در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 19:52
تشنج در سخنرانی وزیر کشور با اظهارنظر یک جانباز دفاع مقدس 
 
این جانباز دوباره فریاد زد: شما که این همه از نقش خود در جنگ می گویید بفرمایید که در جنگ حتی زخمی هم داشته اید من شما را می شناسم.

سخنرانی وزیر کشور پیش از ظهر امروز در پایان نشست شورای اداری استان آذربایجان شرقی با اعتراض یکی از جانبازان همراه شد.

به کزارش خبرنگار خبرگزاری انتخاب، محرم مصطفوی از جانبازان دفاع مقدس و از کارکنان استانداری آذربایجان شرقی در پایان سخنرانی صادق محصولی وزیر کشور در جلسه شورای اداری استان با لحنی اعتراض آمیز به وی گفت: آقای وزیر در سخنان خود صداقت داشته باشید.

مصطفوی با در دست داشتن آیاتی از قرآن کریم، با متهم ساختن وزیر کشور در همراهی با کسانی که در حق شهید باکری جفا کردند، به برخی ریخت و پاش های دولت نهم از جمله سفر اخیر رئیس جمهوری به استان آذربایجان شرقی اشاره کرد و افزود: در این سفر نزدیک به یک میلیارد تومان هزینه شد و به معاونان استاندار پاداشهای میلیونی دادند.

همرزم شهید باکری با اشاره به خاطراتی که وزیر کشور از دوران دفاع مقدس و نقش وی در عملیات مرصاد و تخریب تأسیسات نفتی کرکوک در زمان دفاع مقدس و انتصاب شهید باکری به عنوان فرمانده لشکر 31 عاشورا افزود: ما با حماسه آفرینی های وزیر کشور آشنا بودیم و ایشان در این جلسه به معرفی و تبلیغ خود پرداخت.

وزیر کشور نیز پس از گوش کردن به سخنان این جانباز معترض دوباره پشت تریبون رفت و با دعوت به آرامش این جانباز گفت: اگر شما معتقد به این نظام و ولایت مداری هستید باید فرامین رهبری را در صدر توجهتان قرار دهید.در این هنگام این جانباز فریاد زد: من هم پیرو رهبری و هم پیرو ولایت هستم.

 وزیر کشور در حالی که سخنانش بارها از سوی این جانباز قطع شد، افزود: من به حرفهای شما گوش کردم اجازه دهید من هم حرفهایم را بزنم اگر من گفتم در کارهایتان اخلاص داشته باشید منظورم این نبود که خودم مخلص واقعی هستم.
این جانباز دوباره فریاد زد: شما که این همه از نقش خود در جنگ می گویید بفرمایید که در جنگ حتی زخمی هم داشته اید من شما را می شناسم.

محصولی پاسخ داد: بلی، بنده در عملیات فتح المبین در کنار شهید باقری و شهید بروجردی مجروح شدم و لازم نیست که آن را در این جلسه بیان کنم.

وی افزود: حتی برخی از نمایندگان مجلس هم شاهدند به من پیغام دادند که به مسایلی که همسر شهید باکری که مطرح کرده اند، پاسخی بدهم، حتی آقای فرهنگی برادر شهید نیز شاهد هستند که بارها به من فشار آوردند تا درخصوص این مسایل اظهار نظر بکنم.


|+|
نوشته شده توسط الرجال در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 19:51
چرا لاریجانی به جای احمدی نژاد به اجلاس مونیخ رفت؟ 
 
 
راهی نمانده تا قطار دولت نهم از حرکت بایستد. همان قطار کذایی که ترمزش را کنده بودند! گرچه موفق نبودند، اما از همان روزها، عقلای قوم سعی داشتند هرطور شده سرعت قطار مذکور را گرفته تا از خط خارج نشود. این روزها که قطار دولت نهم به آخر راه رسیده، تقریباً اغلب آنهایی که بر صندلی مسئولیتی کلان تکیه زده اند، عزم شان را جزم کرده تا لااقل جلوی ضررهای آتی دولت نهم را بگیرند.

واقعا کدام اهل خبر و سیاست، روزی به ذهن اش خطور می کرد که رئیس مجلس به اجلاس امنیتی مونیخ برود؟ نه اینکه مخالف این اقدام باشم. اما دولت نهم چه کرد که امروز بجای نماینده دولت، رئیس مجلس به این اجلاس اعزام می شود؟ چرا مهم ترین حرف های نظام باید از زبان رئیس مجلس بیان شود؟


واقعیت آن است که در اجلاس مذکور، عالیترین مقامات کشورهای جهان در مونیخ آلمان، سیاست خارجی و امنیتی دنیا را مورد بررسی قرار ‏می دهند. به زبان ساده، نماینده عالی ایران، علی لاریجانی است.  امروز لاریجانی در دستگاه سیاست خارجی هیچ سمتی ندارد، اما ترجیح حکومت، اعزام نماینده ای بود، که لااقل دنیا نسبت به او، آنتی پاتی نداشته باشد.


4 سالی است این نکته در دولت نهم فراموش شده که اولین سخنان در مجامع بین المللی باید در دفاع از منافع ملی بیان شود. روزگار فلسطینی ها، دل هر آزاده ای را به درد می آورد.


شکی هم نیست که دولت اسرائیل، دولتی تروریست است. اما گمان می کنم، بدون استمرار دکترین دفاع از امنیت و منافع ملی، باور دفاع از ملتی چون فلسطین و تاختن به امثال اسرائیل ناممکن خواهد بود.

|+|
نوشته شده توسط الرجال در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 19:40
دکتر قالیباف: اول فقر را بر طرف کنیم بعد مردم را نصیحت کنیم 
 
 
 
دکتر قالیباف افزود: برخی مواقع اگر نارسایی هایی وجود دارد، حرفی پیش می‌آید و افراد با هم بحثی می‌کنند که یک بخش آن طبیعی است، البته طرفین باید این انصاف و مروت را داشته باشند که دستاوردهای عظیم انقلاب را فراموش نکنند.

شهردار تهران گفت: در گام نخست توجه برای پیشرفت کشور و توسعه انقلاب باید به مادیات توجه کنیم زیرا نمی‌شود مردم در فقر باشند آن وقت ما بخواهیم آن‌ها را نصیحت کنیم.

محمدباقر قالیباف که  در مراسم بزرگداشت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در مسجد چهارمردان شهر قم سخن می‌گفت، با اعلام این مطلب و ضمن تبریک ایام دهه فجر تاکید کرد: انقلاب اسلامی با مجاهدت‌های شهدا و همچنین رهبری عالمانه حضرت امام (ره) ما را از ظلمات به سمت نور هدایت کرد تا ما امروز در سایه یک نظام اسلامی و ولایی مشغول کار و تلاش در عرصه‌های مختلف باشیم.

|+|
نوشته شده توسط الرجال در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 19:26